اغلب در هنگام خرید مهمترین پارامتر در بین مردم فرم و زیبایی مبلمان است (البته بعد از قیمت!) و تنها به زیبایی و ست بودن با خانه توجه می کنند در حالی که مهمتر از آن توجه به فاکتورهای انسانی یا همان ارگونومیکی(Ergonomic) یعنی رعایت مسائل ایمنی فیزیکی و روانی مربوط به روابط انسان و اشیاء (مانند زاویه پشتی مبل با کف آن ، جنس رویه و رنگ و ....) می باشد که عدم رعایت این نکات می تواند آسیبهای جسمی و روانی را برای استفاده گر در پی داشته باشد که ما در این مجال از بیان آن صرفنظر می کنیم و آن را به شماره های بعدی موکول می نمائیم.
فرم ظاهری مبلمان در نحوه رفتار استفاده گر بسیار مؤثر است. برای مثال اگر مبلمان قصری را در نظر بگیریم که از جزئیات و کنده کاریهای بسیار ظریف در آن استفاده شده باشد کسی که می خواهد از آن استفاده کند نا خود آگاه احساس خوشایندی، روی آن نخواهد داشت و زیاد تر شدن این ظرافت ها و جزئیات تا حدی این امر را شدید خواهد کرد که گویی این مبلها برای استفاده نیست بلکه برای تماشاست.در مقابل ، مبلمان ساده یک اداره ، راحتتر ما را به بهره بردن از آن دعوت می کند. البته در دوره ای از تاریخ ، دکوراسیون و معماری بسیار متأثر از این جزئیات (details) و ظرافتها بوده کما اینکه اکنون هم در سبکهای پست مدرن از آن استفاده می گردد ولی امروزه سبکهای مدرن در میان عامه مردم پرطرفدارترجلوه نموده و قاعدتا سادگی ظاهر که از ویژگیهای این سبک می باشد ، خود در اصلاح رابطه میان استفاده گر و اشیاء بسیار مؤثر است . البته در بعضی مواقع افراط در این امر ، اثر معکوس خواهد گذاشت .یعنی شدت تأکید بر سادگی فرم ،گاهی از راحتی استفاده از آن خواهد کاست .
چیدمان
در حالت کلی ، برای هر وسیله، بنا به تعریفش ، کاربردی را در نظر می گیرند. یعنی هدف از بکار بردن مبلمان باتوجه به نوع کاربری آن که همان (( نشستن و استراحت نمودن و ایجاد ارتباط با اطرافیان )) است ، در مکانهای مختلف تعاریف متعددی را در بر دارد . مثلا مبلمان در منزل تعریفی و در ادارات تعریف دیگری دارد . مبلمان در اتاق انتظار یک مطب با سالن انتظار فرودگاه به گونه ای دیگر استفاده می شود . البته ممکن است گفته شود : با این وجود ،اصلی ترین هدف استفاده از مبلمان، نمی تواند ارتباط استفاده کنندگان بایکدیگر باشد، بلکه تنها (( نشستن و استراحت نمودن )) می باشد، که با دقت در این مقوله می توان دریافت که تعارضات فرهنگی که اشیاء بر انسان تحمیل می کند ، اگر پذیرفته شود ، ابتدای روند استحاله می باشد. انسانها ،موجوداتی اجتماعی هستند که محتاج به ارتباط و تعامل با همنوعان است، در حالیکه در چیدن مبلمان اکثر اماکن عمومی ، پارامتری که مورد غفلت واقع می شود ، (( ارتباط))است.
در چیدمان توجه به این نکته ضروری است که ارتباط استفاده گران با یکدیگر بیشترین هدف از استفاده از این وسیله میباشد. یعنی همانطور که در دکوراسیون سنتی ، قرار گیری پشتی ها به گونه ای بود که فرم کانونی آن مورد توجه قرار میگرفته ، باید در استفاده از مبلمان هم این مسئله مورد توجه قرار گیرد. یعنی ، هرچه رو در رویی افراد بیشتر باشد، به هدف نزدیکتر شده ایم. تصور کنید ، مبلمان منزل خود را بصورت سالن انتظار بالا بچینید!
کنج ها ، بهترین فضا را برای تحقق این هدف به ما می دهند. فقط باید در ترتیب چیدنبه گونه ای اعمال شود که مبلهای تک نفره در بین مبلهای بیشتر از یک نفر قرار بگیرد و در اینصورت می توان تعادل را در ارتباطات برقرار کرد.