بله ، این همون انجمنیه که شاید خیلی ها بارها و بارها دوست داشتن راه اندازی کنن یا تو راه اندازیش شریک باشن
ولی خب مثل ما که تا الان تنونستیم اونام نتونستن. البته تلاشهایی هم کردن که واقعا جای تقدیر داره. تو این وانفسایی که هیشکی کاری به کار کسی دیگه نداره، این جور فکرا و ایده آل گرایی ها واقعا عجیبه ، یعنی چجور بگم ، اصلا جنسیه که تو دکان هیچ عطاری پیدا نمیشه(البته تو دکان کمتر عطاری پیدا نمیشه ،بهتره- مثبت گرا باشیم).
اینجور ایده ها و فکرا رو خیلی ها که می شنون می گن:(( ای بابا، حوصله داری ها! بی خیال شو بذار زندگیمونو بکنیم . مگه همینطوری چشه که داری خودتو اینجور می کشی!))
می گم: (( آخه این که نمی شه که دست رو دست بذاریم و فقط تماشا کنیم، یعنی یه داد هم نمیشه زد؟ اقلا بیایم دور هم جمع شیم با هم حرف بزنیم بگیم همینطوری خوبه اصلا ما خودمون تصمیم گرفتیم همینطوری باشه. اگه وضع صنعت خرابه ما خواستیم که خراب باشه، نه اینکه ما نخواستیم و شد. آخه اگه من طبیبم نمی تونم بشینم و دست رو دست بذارم فقط ببینم مریضم جلوم پرپر بشه.))
یه کم که این حرفا روش اثر می ذاره میگه (( خب ، چیکار می تونی بکنی؟ صدات به کجا می رسه؟ آخه اصلا چی می خوای بگی ؟ بر فرض هم که گفتن آقا تو بیا بگو، چی می خوای بگی؟ اصلا بگن بیا ، همه چی دست تو. چیکار می خوای بکنی ، چیکار می تونی بکنی ؟ اصلا مگه می ذارن! تا یه کم پرو بال بگیری همچین می زنن تو پرو بالت که دیگه هوس این غلطا نکنی . مگه ندیدی تا حالا.))
یکی هم که تا حالا ساکت بود تو تأییدش می گه:(( آره بابا، نفسش از جای گرم پا میشه، مثل اینکه طرف یا صفر کیلومتره یا پشتش به جایی گرمه و گرنه هر کی یه کمی تو این اوضاع و احوال صنعت رفت و اومدی داشته باشه و دستی از دور هم بر آتیش بگیره می فهمه که زیادی دستش جلو بیاد ، میسوزه، میفهمی ، این رفیقمون ناشیه.))
منم که همینجور هاج و واج دارم نیگا می کنم کم کم داره حرفا مأیوسم میکنه که یهویی به خودم نهیب میزنم و یاد قصه طوقی تو کتاب دبستان می افتم ( البته قدیما بود حالا شاید چیز دیگه ای باشه) می گم اینهمه قصه تو کتابای دبستان برات نوشتن که این حرفا رو بزنی آخه خوبه که آدم اگه قراره خورده هم بشه کمی داد و دست وپا بزنه تا همچین راحت الحلقوم نباشه.
می گم: (( ببین همه حرفای شما غلطه، چون اگه درست باشه که دیگه حرفی نیست ، همه اش غلطه ، البته می دونم می خوائید دلسوزی کنید ولی اگه می تونید کاری بکنید بهتره بیایید تو گود و کمک کنین، البته لازمه آستیناتونو بالا بزنید و الا شاید بعضی برچسبا به آستینتون بچسبه مثلا بگن (( اینو نیگا کن تورو خدا ، اومده رئیس بازی در بیاره ، حتما اینم یه مغازه اس برا اینا ، لابد بلد نبودن پول در بیارن اومدن سایت زدن مودبانه گدایی کنن و ...)) خلاصه خیلی برچسبای رنگ و وارنگ دیگه که اصلا شاید الان ندونیم.
آره بابا ، اگه همه با هم باشیم که چیزی ازمون کم نمیشه ، همه می تونیم کار کنیم و دست همو بگیریم، بقول معروف به هم نون قرض بدیم. اصلا چه اشکالی داره که ما هم برای خودمان نظام مهندسی داشته باشیم ، حق و حقوق خودمونو بگیریم. چه اشکالی دراه که ما هم حق امضاء داشته باشیم. وایسا وایسا همین الان شما این برچسبو بهم نزنید که (( بیا این بابام عقده ایه از بس امضاء نکرده ، امضاش اومده)) البته اشکال نداره اگه این رو هم بگین ، بازم می خوامتون .چرا ؟ چون لازمه ، بایس همه باشیم . اینکه می گم حق امضاء منظورم اون جایگاهیه که باید الان طراحی صنعتی داشته باشه . یعنی سوارِ کار باشه نه اینکه نفهمه اصلا چه خبره و کجای قضیه اس.
آره داشتم می گفتم اگه با هم باشیم خیلی کارا میشه کرد. خیلی کارا . اونقدر که حتی خیلی هاش رو هم الان نمی دونم . حتما با اومدن شما برامون شما روشن میشه. پس ، دمِ در بَده ، بیاین تو ....