باهاوس نام يك مكتب معماري است كه از نام مدرسه هنر و معماري باهاوس در آلمان گرفته شده است. اين مدرسه معماري كه از سال 1919 تا 1933 فعاليت ميكرده است، پيشگام مدرنيسم در معماري بود و دستاوردهاي آن هنوز نيز در رشتههاي هنر و معماري به دانشجويان تدريس ميشود.
هدف اوليه از تأسيس مدرسه باهاوس، ايجاد مكاني بود كه تركيبي از مدارس معماري، صنايع دستي (چون نجاري، آهنگري و...) و آكادمي هنري بود.گروپيوس اعتقاد داشت كه با پايان جنگ جهاني اول، دوره جديدي از تاريخ آغاز شده است و قصد داشت در مدرسه باهاوس، سبك معماري جديدي را كه بازتابي از اين دوران باشد، به وجود بياورد به اعتقاد گروپيوس، اين سبك معماري كه ميشد اصول آن را به تمام كالاهاي مصرفي تعميم داد، بايد ارزان، كاركردگرا و سازگار با توليد انبوه ميبود. هدف او نهايتاً متحد ساختن همه نيروهايى بود كه در ستيز با افكار ارتجاعى و سنتى به تعالى هنر مدرن و مترقى مى انديشيدند. گروپيوس براي دستيابي به اين هدف، ميخواست هنرمندان و صنعتگران را با هم متحد كند تا به محصولي كاركردي و قابل استفاده، و در عين حال با ارزش از لحاظ هنري، دست يابد. اين ايده در بيانيه افتتاحيه مدرسه باهاوس به خوبي مشخص است: «ما در پي آنيم كه جامعه تازهاي از هنرمندان پديد آوريم تا در ميان آنها ديگر تعصب حرفهاي كه اكنون چون ديواري بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا ميسازد، وجود نداشته باشد.» و در واقع می توان اذعان داشت این خود به نوعی برداشت اخلاقی از حرفه های مرتبط با هنر بود و نوع نگرش او باعث ایجاد چنین سبکی در معماری و طراحی صنعتی گردیده.
ويژگي عمده سبك باهاوس تكيه هر چه بيشتر بر كاركردگرايي، بهرهگيري بهينه از خواص مواد و مصالح صنعتي، احتراز از تزئينات تجملي در نماي ساختمانها و فرآوردههاي صنعتي بود. استادان باهاوس به شاگردان خود ياد ميدادند كه همه چيز را بر مبناي نيازها طراحي كنند و از هيچ عنصري كه فاقد كاركرد باشد و تنها جنبه زيباشناسانه داشته باشد استفاده نكنند. در واقع احترام به نیازهای جامعه سرلوحه کار آنها بود و می توان این احترام را به نوعی در راستای توجه به ارزشهای انسانی معنا نمود.
همچنین در دوره هایی بخاطر بعض تفکرات تنش هایی در جامعه صورت گرفت و در این بین به نام هنری فورد اشاره می کنیم که تفکر فوردیسم را پدید آورد .
هنري فورد (Henry Ford ) از طريق عقلاني سازي فرآيندهاي مديريت در كارخانه اتومبيل سازي خود به تفكيك كارها در حد بسيار محدود فردي دست زد، به طوري كه يك كارگر با تكرار يك وظيفه مواجه بود: تكرار عمليات ثابت در ازاي حقوق مناسب براساس ساعت كار.
او به اين ترتيب سرعت خط توليد خود را بالا برد اما در دوران وی انسان به موجودی ماشینی تبدیل گشت که تمام شئون انسانی او تحت الشعاع حرفه اش قرار گرفت و می توان گفت در این نوع تفکر انسان باانسانیتش در نظر گرفته نشده بلکه تنها به کار و تولید توجه گشته است.
اصول حرفه اي
در سال 1981 با فروریختن راهروي هتل هايت ريجنسي در كانزاس سيتي 114 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از 200 نفر مجروح شدند. جيمز ديويچ، قاضي دولت، اعلام كرد كه سر مهندس طراح اين راهرو به دليل «بي اعتنايي عمدي به وظايف حرفه اي اش...» مقصر شناخته مي شود. قاضي به وظايف حرفه اي آن مهندس اشاره كرد. يعني مهندسان به دليل حرفه اي بودن خود مسئوليتهاي اخلاقي خاصي دارند. همه مي دانيم كه اگر نقش خاصي را بپذيريم، مسئوليتهاي خاصي بر دوشمان قرار مي گيرد. پدران و مادران مسئوليتهايي در قبال فرزندان خود دارند- كه اگر صاحب فرزند نمي شدند بر عهده شان نمي بود. پزشكان و حقوقدانان مسئوليتهاي ويژه اي دارند ( مانند تعهد حفظ اسرار) كه اگر نقش حرفه اي نداشتند اين مسئوليتها را نيز نمي داشتند.
يكي از وظايف و معيار هاي حرفه اي محافظت از جامعه در برابر كاربرد ناسالم و غير اخلاقي دانش حرفه اي است.
پيروي از آئين نامه اخلاقي
بين حرفه و جامعه نوعي «ميثاق» ضمني وجود دارد-نوعي رابطه دوجانبه. طراحان به ازاي مزايايي كه دريافت مي كنند (معمولا تعليمات ارزان، دستمزد قابل توجه، اعتبار و آبرو، و اين امتياز كه خودشان به كار خودشان سامان مي دهند) خود را ملزم به امانتداري و صداقت، اعتماد پذيري و ارائه خدمات مطلوب به جامعه مي دانند. اين نيز نكته مهمي است، اما موضوع بيشتر به رابطه بين جامعه و حرفه طراحی صنعتی به طور اعم مربوط مي شود تا به رابطه بين جامعه و تك تك طراحان. براي تقويت رابطه بين تك تك طراحان و جامعه، ایشان بايد خود را به آئين نامه اخلاقي جوامع خود متعهد كنند.
در نگرشي ديگر مي توان آئين نامه اخلاقي را توافق يا ميثاقي بين خود طراحان حرفه اي تلقي كرد، نه بين فلان حرفه و جامعه. شايد طراحان به طور آشكار به چنين توافقي با سايرین نرسند، اما انتخاب ميكنند كه متخصص شوند و مزايايي را كه از متخصص بودن ناشي مي شود قبول مي كنند.
مايكل ديويس در جمع بندي اين نگرش 4 دليل مي آورد كه چرا متخصصان بايد در ميان خود توافق كنند تا از يك آئين نامه اخلاقي مهندسي حمايت كنند.
آئين نامه؛
1. به حمايت از متخصصان و كساني كه مراقب اند كار توسط متخصصان ديگر خسارت نبيند كمك مي کند. (خود تنظيمي يا ايجاد مقررات براي خود)
2. به ايجاد محيط كاري كمك مي كند كه در آن محیط، متخصص آسانتر بتواند در برابر خطاکاری مقاومت کند، زيرا متخصص در برابر چنين فشاري مي تواند بگويد كه آئين نامه به او اجازه نمي دهد (اعتراض به عنوان متخصص ).
3. كمك مي كند تا تخصص، به صورت حرفه ای در آيد كه به خاطر آن لازم نيست احساس شرمساري، گناه و سراسيمگي داشت (احترام حرفه)
4. نوعي تعهد به درستكاري و رعايت انصاف در انجام وظايف است، با اين فرض كه ديگران نيز چنين مي كنند.
در کنار این مطلب ویکتور پاپانک در کتاب ((The Green Imperative )) می گوید:
.... باید نکته های انحرافی اخلاق حرفه ای یا قواعد اخلاق و رفتارهای حرفه ای را از بین ببریم. در کل قوانینی وجود دارد که برخی گروههای تجاری یا سازمانهای حرفه ای به آنها مرتبط هستند که برای پیشرفت آینده خودشان و از بین بردن رقابت بین اعضا می باشد. آنها غالبا گروه یا اعضا را از موشکافی و انتقاد شدن توسط مردم حفظ می کند.
ارزیابی اینکه این قواعد اخلاقی بیشتر برای محافظت شخصی است یا نه کار ساده ایست. حال این موارد را در قالب سوالهایی ساده می گوییم.
1- آیا قواعد اخلاقی به سادگی بکار برده می شوند؟
2- آیا قواعد رفتاری واقعا از جامعه و عموم محافظت می کنند؟
3- آیا این قوانین واقعا قاعده مند هستند؟ که قاعده مندی یعنی اینکه اعضا با آنها موافقت کنند و عموم مردم بتوانند خودشان درباره موافقت اعضا قضاوت کنند؟
4- آیا این قوانین درباره دامهای ذاتی که ممکن است در حرفه مخصوص یا کاری که توسط اعضایش انجام می شود وجود داشته باشد، شفاف هستند؟
5- آیا غیر اعضا می توانند درباره قبولی قوانین توسط اعضا قضاوت کنند و آیا این قابل اجرا است؟
6- آیا این قوانین اخلاقی، همچنین گروه و شرکت، چنان ساخته شده اند تا تغییرات آینده را پیش بینی کنند و بنابر این به آموزش ،یادگیری و اطلاع رسانی اعضایشان و عموم مردم امیدوار باشند؟
7- آیا رهبری چنان تشکیلات حرفه ای می تواند اطلاع یافته باشد که، با توجه به رسانه های مدرن، ما در جامعه شفاف در حال رشدی زندگی می کنیم، که در آن اسرار معامله می شود و بیهوده کاری کاربردی ندارد؟
با توجه به نظرات پاپانک می بینیم که نیتهای برپایی قواعد اخلاقی حرفه ای می تواند بعضا غیر اخلاقانه باشد که با این 7 سوال می توان به ماهیت آنها پی برد. |