> خانه > انجمن سایت > عمومی > اخلاق طراحی > جایگاه اخلاق در طراحی صنعتی
RSSReply
جایگاه اخلاق در طراحی صنعتی
نویسندهمتن
Admin
Administrator
Avatar

ارسال ها: 18
Contributes: 15

جنسیت: _NEUTRAL_
آنلاین: خیر
تاریخ: 23/03/2009 12:21
جایگاه اخلاق در طراحی صنعتی
#post10
سلام به همه
من میخوام تو این تاپیک این موضوع رو شروع کنم و هر دفعه یه مقدار در موردش مطلب بنویسم. چون این موضوع از زمان دانشجویی تو ذهن من خیلی دغدغه ایجاد کرده بود و اون هم بخاطر جایگاه ویژه طراحی صنعتیه. رو همین حساب حتی این موضوع رو برا تز دکترا هم برداشتم و دارم روش کار میکنم.
با این حال چون موضوعیه که فکر میکنم از این جنبه بهش کمتر پرداخته شده لازمه تا خیلی روش بحث بشه.
بخاطر همین هم خوشحال میشم نظرات دوستان رو ببینم.
پس بسم الله ....
Smile
Delete Edit Quote
 
Admin
Administrator
Avatar

ارسال ها: 18
Contributes: 15

جنسیت: _NEUTRAL_
آنلاین: خیر
تاریخ: 23/03/2009 12:26
جایگاه اخلاق در طراحی صنعتی
#post11
این مقاله در مورد نقش فرهنگ و اخلاق در هنر خصوصا طراحی صنعتی توضیح می دهد. از آنجا که هنر ، علمی است روبنایی و آنچه در محتوای خود نمایش می دهد می توان گفت که فرهنگ به عنوان یکی از علوم زیر بنایی اثر فوق العاده ای را بر هنر می گذارد. در این میان طراحی صنعتی بدلیل کاربرد فراوانش در تولید و ارتباط نزدیکش با هنر بعنوان یک هنر کاربردی متاثر از این محتواست. بطوریکه صنایع دستی بعنوان ریشه طراحی صنعتی در فرهنگ ها و ملل مختلف بیانگر این تاثیر است. پر واضح است که این تاثیرات می تواند مثبت یا منفی باشد به گونه ای که امروزه بسیاری از طراحان در هنگام طراحی از این نکات غافلند و این در حالی است که در رعایت اصول ارگونومی و استانداردهای بین المللی مربوط به ایمنی به دلیل حساسیت آن، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به خاطر همین درک تاثیرات محصولات بر فرهنگ ها و بالعکس باید که از ویژگی های طراحان قرار گیرد و به عنوان اصول اخلاق حرفه ای در طراحی رعایت گردد.
مقدمه
یقینا می توان این نکته را اذعان نمود که ماهیت انسان بر انسانیتش استوار است و این ماهیت به ناطقیت و تفکر قوام می پذیرد.یعنی اینکه انسانِ بی تفکر در انسانیتش باید تردید نمود و در واقع آنچه باعث تمایز انسان با دیگر حیوانات می گردد و آنرا اشرف مخلوقات می سازد تفکر و تعقل است. به گونه ای که انسان را حیوان ناطق نامیده اند و منطق را در گفتار و رفتار انسان به عنوان ارزش افزوده او بر تمامی مخلوقات در نظر گرفته اند و نیز در این مسیر عملکرد انسانها و ظهور انسانهای متفکر و اندیشه های برتر گواه این مدعاست.
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای
حال باید دانست که تمام تفکرات در انسان بر اساس این 4 مرحله می باشد:
1. ریشه ها : مربوط می شود به دوران پیش از انعقاد نطفه،دوران انعقاد نطفه،دوران بارداری ،دوران شیر دهی تا حدود 6 سالگی که تمام آموزه ها و تربیت انسان بصورت ناخود آگاه و از عوامل بسیار پیچیده و در عین حال ساده و کم هزینه دریافت می گردد.
که مربوط می شود به ذاتیات انسان و گرایشهایی که از بدو تولد با انسان همراه است.
2. زیر بناهای فکری : دوره ای که تمام اصول فکری انسان بر اساس نگرش او به خدا ،انسان و هستی شکل می گیرد.
3. روبناهای فکری: بر اساس اینکه در دوره قبل چه زیر بنای فکری اتخاذ شود ،رو بناهای فکری در این مرحله ایجاد می گردند.
4. عملکرد ها: تفکری که منتهی به عمل خواهد گردید و جزء آخر فکر یعنی علم عملی می باشد.
با توجه به توضیحات داده شده روشن است که هنر از روبناهای فکری و حتی بنا به نظر بعضی از جمله عملکردها است و در مقوله ابزار قرار می گیرد و به خودی خود اصالت ندارد .هنر قالب است می تواند ظرف برای محتوایی مثبت یا منفی قرار گیرد.ولی بر اساس اینکه اخلاق از مقوله زیر بناهای فکری است می توان آنرا تاثیر گذار در هنر دانست .


...ادامه دارد ....
ویرایش شد: 15/04/2009 01:07
Delete Edit Quote
 
Admin
Administrator
Avatar

ارسال ها: 18
Contributes: 15

جنسیت: _NEUTRAL_
آنلاین: خیر
تاریخ: 15/04/2009 01:05
جایگاه اخلاق در طراحی صنعتی
#post21
علم اخلاق يا Ethics در دنيا تاريخچه اي طولاني با سابقه بيش از 2500 سال دارد. در قرون قبل از ميلاد مسيح(ع)فرهنگ يوناني و رومي كه تحت تاثير فرهنگ ايرانيان و تمدن شرق بود در غرب گسترش داشته است
در دنياي مدرن فرض رايج اين است كه هنر، هر چه باشد، از درجه اي از خود مختاري برخوردار است و گستره خاص خود را دارد و بايد بر اساس ارزشها و معيار هاي خاص خود مورد داوري قرار گيرد. در جهان باستان چنين فرضي(يعني خود مختاري هنر) مورد پذيرش نبود بلكه فرض مسلم اين بود كه شاعران همچون آموزگارانند و هنر داراي تاثيرات اخلاقي بر مخاطبان خود است.
افلاطون در جمهور، كتابهاي دوم و سوم، نظر خود را درباره نقش هنر طرح مي كند و بطور خاص نقش ادبيات را در آموزش رهبران آينده دولت آرمانيش مورد بحث قرار مي دهد. افلاطون معتقد است كه بين محتواي اخلاقي يك اثر و تاثير اخلاقي آن رابطه ساده و مستقيم وجود دارد. براي مثال، قطعاتي در ( آثار) هومر كه قهرمانان را همچون آدمياني بزدل يا بي مبالات مي نماياند بايد ممنوع گردد، زيرا خوانندگان آنها تحت تاثير عواطف شخصيتهاي افسانه اي قرار مي گيرند و در نتيجه، خود بزدل و بي مبالات مي شوند. در مقابل، قطعاتي از هومر را تاييد مي كند كه در آن قهرمانان از خود شجاعت و كفّ نفس نشان مي دهند زيرا اين قطعات پرورش چنين خصالي را تشويق مي كند. در ديد وي، ما به هيچ وجه نمي توانيم واكنشهاي خود را در برابر هنر مهار كنيم. تاثير هنر فوري و پر توان است و عقل و منطق قادر به جهت دادن آن نيستند. به همين علت است كه افلاطون هنر را بطور قطع خطرناك مي انگارد و پيشنهاد مي كند كه در دولت آرماني وي هنر تابع سانسور جدي قرار مي گيرد.
نظر افلاطون درباره تاثیرات هنر، از جنبه هایی ،کاملا نزدیک به نظر نویسنده معاصر، تولستوی است. در نگرش تولستوي، همچون نگرش افلاطون، هنر داراي اثر آني و مستقيم بر عواطف مخاطبان است و اين تاثير عاطفي داراي اهميت اخلاقي است. تولستوي، همانند افلاطون، بيشتر هنرهايي كه در زمان خودش بسيار مورد تحسين و ستايش بودند مضر مي انگارد.
حال باید به چگونگی رابطه اخلاق و طراحی صنعتی که از کاربردی ترین هنرهاست توجه داشت. آیا طراحی صنعتی از این قاعده مستثنی است؟ اولین صنایع دستی کشف شده در جهان که در واقع اثر طراحان صنعتی دوران گذشته بوده متاثر از فرهنگ اقوام پیشین بوده است و این اثر گذاری فرهنگ بر تولیدات هنری و صنعتی تا به امروز ادامه دارد. اما متاسفانه در این میان ، چیزی که به دست فراموشی سپرده شده است توجه به ارزشهای اخلاقی و رعایت آن نکات در هنگام طراحی است.


...ادامه دارد...
ویرایش شد: 15/04/2009 01:07
Delete Edit Quote
 
Reply
ورود کاربر
سلام مهمان
IP: 38.107.191.87

نام کاربری
رمز عبور
افراد آنلاین
US 38.107.x.x
US 38.107.x.x
US 38.107.x.x
US 38.107.x.x
US 38.107.x.x
Unknown 95.108.x.x