زیبایی لبخند حقیقت است. (1)
برای ایجاد شناخت بیشتر در مورد موضوع زیبایی شناسی به تبیین چند دیدگاه می پردازیم:
الف) دیدگاه ارسطوئی / افلاطونی: در این نگرش زیبایی تأکید تام بر قدر و اندازه و تناسبات دارد.
ب) دیدگاه نو افلاطونی: زیبایی از آسمان ( عالم بالا ) نازل می شود، هر آنچه در ارتباط با عالم بالاست زیباست.
ج) دیدگاه زیبایی نفسانی: ( نسبیت در زیبایی ) در این دیدگاه بحث در مورد زیبایی نسبی است.
خیر و شر، زیبایی و زشتی تابعی از تلقی من به عنوان یک انسان از موضوعات است. جمعی از فیلسوفان عهد قدیم و جدید معتقد به تابعیت حق و حقیقت از ذهن انسانی ( Humanism ) هستند.
د) زیبایی وحیانی: اصل زیبایی را از اسم جمیل الهی می دانند. هر آنچه با این نام در ارتباط باشد زیباست و زیبایی در انحصار هنر نیست، زیبایی موضوعی ورای هنر است.
در این دیدگاه هنر به معنای تزکیه آورده شده است. (2)
از نظر مولوی هنر با فنا و تزکیه ( که هر دو از مقامات و مراحل عرفانی است ) قرین است. " چون غرض آمد هنر پوشیده شد ..... "
یونانیان معتقد بودند هنرمند به مقام هرمس می رسد. (3)
در تعریف هنر در این دیدگاه آمده است:
هنر حرکتی است حبی برای رسیدن به کمال مطلق و رویت جمال دوست که از طریق سیر انفسی در ذات انسان حاصل آمده است و از عالم معنا به این عالم هبوط کرده است.
هنر شهودیه الحدوث و حقیقه البقاء است. هنر شهودی در این دیدگاه مطرح شده است.
برای ادامه بحث و تقریب به ذهن نمودن آن و همچنین کاربردی نگریستن به زیبایی شناسی به تئوری های ارزشمندی هنر می پردازیم:
فرضیه هنر و لذت بخشی آن: ما هنر را ارج می نهیم چون از آن لذت می بریم.
بحث در مورد فرضیه:
برهان اول: با برقراری ارتباط میان هنر و لذت حرف خاصی نزده ایم ... چرا از هنر لذت می بریم چون ارزشمند است، چرا ارزشمند است چون از آن لذت می بریم، گزاره ی فوق دور کامل است و مشکلی را حل نمی کند. به عبارتی معیار قراردادن لذت بخشی هنر ناکارآمد است. ممکن است هنر بتواند مایه لذت گردد اما لزوماً همیشه لذت بخش نیست. تابلوی نقاشی وحشت های جنگ ( اثر گویا ) مثالی بر این مدعاست. بنابراین بعید به نظر می رسد که آزمون لذت بتواند برای تعیین ارزش و برتری هنر و یا ارزیابی اثر هنری اعتباری داشته باشد.
به طور کلی تعاریفی که حول محور فرم اثر دور می زنند، به سادگی ما را به دام این دورهای مسأله ساز می اندازند. پذیرفتن ملاک لذت هنری به عنوان تنها راه ارزیابی یک اثر راه را بر ارزیابی عقاید مختلف درباره ارزش هنری یک اثر خاص خواهد بست.
برهان دوم: برای مثال فرض کنید با هم به تماشای فیلمی بنشینیم، شما از دیدن آن بسیار لذت ببرید، حال آنکه من هیچ احساسی راجع به آن ندارم. شاید علت اختلاف نظر ما این باشد که شما می توانید جنبه های خاصی از فیلم را درک کنید، در این صورت درک ارزش آثاری چون قطعه موسیقی، تابلوی نقاشی و ... منوط به داشتن استعداد خاص است.
تئوری وجود استعداد ویژه نیز فقط موجب سردرگمی ما خواهد بود چرا که نقد را در انحصار افراد نامعلوم قرار خواهد داد زیرا استعداد خاص مفهومی مشکک و نسبی است که معلوم نیست چه کسانی دارای آن و چه کسانی فاقد آن هستند.
به نظر می آید تنها یک گزینه دیگر باقی مانده باشد؛
برهان سوم: اگر لذت، تنها راه ارزیابی هنر باشد ( فرض ) و انسانها در آنچه لذت بخش است هم عقیده نباشند می توانیم نتیجه بگیریم که ارزش هنری منحصراً به سلیقه شخصی بستگی دارد.
به زبان دیگر اگر فیلمی برای شما لذت بخش باشد و برای من نباشد، آن برای شما ارزشمند است، اما برای من ارزشی ندارد، ولی این استدلال ما را از هدف نهاییمان که توضیح ارزش زیبایی شناختی بر اساس کیفیت آثار هنری است باز می دارد.
برهان چهارم: ما به بعضی آثار فارغ از لذت بخشی آنها ارج می نهیم، البته این برهای فقط می تواند بیانگر این مسأله باشد که تنها راه ارزیابی زیباشناختی یک اثر، لزوماً لذت بخشی آن نیست. هر چند که اکثراً آثار هنری سبب لذت بخشی و انبساط خاطر روانی می گردند ... علامه جعفری در تعریف زیبایی در رساله زیبایی شناسی خویش نوشته اند: « کیفیت نگارین نمودی است که سبب انبساط خاطر روانی گردد ... »
پی نوشت :
1)رابیند رانات تاگور
2)خواجه عبدالله انصاری در تفسیر کشف الاسرار
3هرمس ( رابطه میان خالق و خلق )
منابع:
الف) کتاب زیبایی و هنر / گردآوری رویا پرتوی / انتشارات اندیشه عالم.
ب) مجموعه مقالات و سخنرانی های دکتر رحیم پور
پ) کتاب آشنایی با فلسفه هنر / کریس هورنر، امریس وستاکوت / ترجمه شهاب الدین قندهاری / انتشارات سراج